احزاب سیاسی دوره ریاست جمهوری خاتمی /وزیری
عنوان :
احزاب سیاسی دوره ریاست جمهوری
سید محمد خاتمی
استاد محترم :اقای حسین زاده
تنظیم :
سید علی اکبر وزیری
چارت احزاب سیاسی دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی
چگونگي پيدايش و فعاليت يك حزب دولتي
درآمدي بر پروسه تشكيل حزب مشاركت
محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق حزب مشارکت در این باره می گوید: "وضع فعلی به هیچ وجه پایدار نیست. جامعه ما سه راه بیشتر ندارد راه اول- پیروزی جمهوری اسلامی با قرائت اصلاحات است که تنها راه سعادت ملت نیز به شمار می رود. راه دوم دیکتاتوری در پوشش جمهوری است ... و راه سوم- هرج و مرج انقلاب است..
بر طبق ماده یک اساسنامه نام دقیق و رسمی آن "حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی" است که به اختصار "حزب مشارکت" نامیده می شود. نام انتخابی این تشکل برای اخذ مجوز "جبهه مشارکت ایران اسلامی" بود اما کمیسیون ماده ١٠ احزاب به دلیل عدم اشاره قانون احزاب به عنوان "جبهه" به این نام ایراد قانونی گرفت. لذا لفظ "حزب" نیز به "جبهه مشارکت ایران اسلامی" اضافه گردید. این حزب به نام های "حزب مشارکت" و " جبهه مشارکت" شهرت دارد. این حزب در تاریخ ١۴ آذر ماه ١٣٧٧ در شهر تهران به طور رسمی مجوز خود را از کمیسیون ماده ١٠ احزاب اخذ و اعلام موجودیت کرد اما شروع فعالیت بنیانگذاران آن به قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٧۶ بر می گشت.
نحوه تاسیس
پس از انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری برخی از افراد فعال در ستادهای انتخاباتی سید محمد خاتمی در تهران و شهرستان ها درصدد ایجاد روابط نزدیک با همدیگر و تلاش برای حصول اهداف مشترک از طریق پایه ریزی یک تشکل سیاسی سراسری فراگیر برآمدند. هدف آنها این بود که از رهگذر تبلیغات و فعالیت های سیاسی- یک گروه و سازمان فکری و سیاسی در کشور تاسیس شود که بتواند ایده های آقای خاتمی را پیگیری کند. زیرا معتقد بودند که بدون ایجاد تشکیلات منسجم برنامه های آقای خاتمی به نتیجه نخواهد رسید. بر این اساس پس از بحث و تبادل نظرهای مختلف به این نتیجه رسیدند که بر مبنای شعارهای انتخاباتی آقای خاتمی که در سه شعار " آزادی در بیان و منطق در گفتگو و قانون در عمل" خلاصه می شد- تشکل سیاسی خود را پی ریزی نمایند. به این ترتیب ١٠۵ نفر از اعضای فعال در ستادهای انتخاباتی سید محمد خاتمی گرد هم آمده و به عنوان بنیانگذاران " حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی" این تشکل سیاسی را تاسیس کردند.
مکان های فعالیت
مهمترین مکان فعالیت حزب مشارکت دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و در میان اساتید و دانشجویان بوده است. به نحوی که فعالترین شاخه حزب مشارکت جوانان و کمیته دانشجویی آن بود. برگزاری همایش ها و نشست های مختلف سیاسی در محیط های دانشجویی- اعزام سخنران به دانشگاه ها - طراحی میتینگ های دانشجویی و خط دهی به جنبش های دانشجویی در اغتشاشاتی مانند غائله کوی دانشگاه تهران در هجدهم تیر ماه ١٣٧٨- بخشی از فعالیت های حزب در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی است. عملکرد حزب مشارکت گویای این واقعیت است که فعالیت در عرصه مطبوعات و رسانه ها با جدیت مورد توجه قرار گرفته است. راه اندازی روزنامه های متعدد بعد از دوم خرداد و موضع گیری های پی در پی در روزنامه های موسوم به "مطبوعات زنجیره ای" گواهی بر این مدعاست.
ارگان رسمی و نشریات وابسته
ارگان رسمی حزب مشارکت در ابتدا روزنامه توقیف شده " مشارکت" بود و پس از آن روزنامه نوروز جایگزین آن شد که این روزنامه هم به دلیل تخلفات عدیده تعطیل گردید. علاوه بر ارگان رسمی نشریان و روزنامه های مکتوب و الکترونیکی نشریات دیگری نیز به تبلیغ و انتشار دیدگاه های این حز پرداخته و یا می پردازند که تعدادی از آن ها عبارتند از :
١) "ماهنامه آیین" که به مباحث تئوریک مورد نظر حزب می پردازد و افرادی مانند عبدالکریم سروش- عباس عبدی- سعید حجاریان- مصطفی تاج زاده- جلایی پور- مصطفی ملکیان و محمد مجتهد شبستری در آن قلم می زدند.
٢) خبرنامه داخلی حزب نیز یکی از نشریاتی است که به صورت هفتگی منتشر می شد که ویژه اعضا و هواداران آن بود و در آن به اخبار داخلی - خارجی - تحلیل های درون گروهی و اعلام نقطه نظرات شخصیت های طراز اول حزب پیرامون رخدادها و وقایع سیاسی پرداخته می شد.
٣) کتاب ها- نشریات و انتشار جزوات مختلف برای پیشبرد اهداف حزب که از طریق انتشارات آن صورت می گرفت.
4) نشریات و روزنامه های دیگری همچون صبح امروز- دو هفته نامه عصرما ( ارگان رسمی مجاهدین انقلاب اسلامی)- روزنامه همشهری- تا قبل از انتخابات دوره دوم شوراها- روزنامه ایران تا زمان برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری- روزنامه آفتاب یزد- روزنامه الکترونیکی صبح امروز و ... از جمله نشریاتی بوده اند که در انعکاس منویات حزب مشارکت نقش بارزی را ایفا کردند. در حال حاضر سایت اینترنتی نوروز به نشر دیدگاه ها و مواضع حزب می پردازد
بنیانگذاران
غالب بنیانگذاران حزب مشارکت از مسئولان اجرایی دولت برآمده پس از دوم خرداد ١٣٧۶ بودند که پیش از انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری در ستادهای انتخاباتی سید محمد خاتمی فعالیت می کردند. موسسان ١٠۵ نفر بودند که با صدور بیانیه ای موجودیت حزب را اعلام نمودند.
اسامی بنیانگذاران
١) محمدرضا خاتمی ( نماینده و نائب رییس دوره ششم مجلس شورای اسلامی)
٢) محسن امین زاده ( معاون وزارت امور خارجه)
٣) مصطفی تاج زاده ( معاون سیاسی و اجتماعی وزارت کشور)
۴) سعید حجاریان ( مشاور سیاسی رییس جمهور)
۵) هادی خانیکی ( معاون وزیر علوم و مشاور فرهنگی رییس جمهور)
۶) عباس عبدی ( مشاور رییس جمهور)
٧) سعید پور عزیزی ( مدیر مسئول روزنامه بهار)
٨) مرتضی حاجی ( وزیر تعاون)
٩) محمدرضا عارف ( وزیر پست و تلگراف و تلفن)
١٠) حبیب الله بی طرف ( وزیر نیرو در دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی)
١١) نجف قلی حبیبی ( رییس دانشگاه علامه طباطبایی)
١٢) معصومه ابتکار ( معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست)
١٣) داوود کشاورزیان ( استاندار مازندران)
١۴) سید محمود میرلوحی ( استاندار آذربایجان غربی)
١۵) رجبعلی مزروعی ( مشاور فرهنگی رییس جمهور)
١۶) محسن میردامادی ( نماینده مجلس ششم و رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی)
١٧) علی شکوری راد ( نماینده مجلس ششم)
١٨) سید علی خاتمی ( رییس سازمان بازرسی ریاست جمهوری)
١٩) رحمان دادمان ( معاون وزیر راه و ترابری)
٢٠) احمد ستاری
اعضای شورای مرکزی
در کنگره یازدهم (١۵/٩/١٣٨٧) اعضای شورای مرکزی این حزب به مدت دو سال انتخاب شدند. اسامی کامل ٣٠ منتخب شورای مرکزی و پنج منتخب علی البدل این شورا که از بین بیش از ۶٠ نامزد برگزیدا شدند به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است:
١) زهرا آقاجاری ٢) کریم ارغنده پور ٣) سید مصطفی تاج زاده ۴) حمیدرضا جلایی پور ۵) جلال جلالی زاده ۶) سعید حجاریان ٧) سید صفدر حسینی ٨) محمود حجتی ٩) سید محمدرضا خاتمی ١٠) هادی خانیکی ١١) مصطفی درایتی ١٢) عبدالله رمضان زاده ١٣) فاطمه راکعی ١۴) داوود سلیمانی ١۵) مصطفی سبطی ١۶) علی شیرکوند ١٧) علی شکوری راد ١٨) سعید شریعتی ١٩) محسن صفایی فراهانی ٢٠) هادی قابل ٢١) حسین کاشفی ٢٢) الهه کولایی ٢٣) علی کیانوش راد ٢۴) محسن میردامادی ٢۵) آذر منصوری ٢۶) فخرالسادات محتشمی پور ٢٧) فریده ماشینی ٢٨) اوروجعلی محمدی ٢٩) محمد نعیمی پور ٣٠) شمس الدین وهابی
دبیرکل
در کنگره یازدهم جبهه مشارکت پس از تعیین اعضای شورای مرکزی بر اساس اساسنامه حزب شورای مرکزی- آقای دکتر محسن میردامادی که از زمان کنگره هشتم (١٣٨۴) در سمت دبیرکلی بود را با اتفاق آراء تا دو سال دیگر به عنوان دبیرکل این حزب ابقاء کردند.
مشی اصلاح طلبانه التقاطی-مخالفان و موافقان
خط و مشی کلی
خط و مشی حزب مشارکت اصلاح طلبانه می باشد که از بدو تشکیل ضمن انتقاد از سیاسی و اجتماعی حاکم- خواهان تغییر وضع موجود بوده است. این خط و مشی در اظهار نظر اعضای برجسته و مرامنامه حزب آشکار است. محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق حزب مشارکت در این باره می گوید: "وضع فعلی به هیچ وجه پایدار نیست. جامعه ما سه راه بیشتر ندارد راه اول- پیروزی جمهوری اسلامی با قرائت اصلاحات است که تنها راه سعادت ملت نیز به شمار می رود. راه دوم دیکتاتوری در پوشش جمهوری است ... و راه سوم- هرج و مرج انقلاب است. نگرانی اصلاح طلبان این است که نکند به بدترین وضع دچار شویم...". حجاریان عضو برجسته حزب نیز بر این امر تاکید دارد که : " این جبهه یک برنامه اصلاحات آماده و حاضر دارد {و} چه برنامه ای قانونی و مشروع تر از مرامنامه جبهه مشارکت.
جامعهٔ روحانیت مبارز نهادی است دینی و روحانی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعیِ که با انگیزهای دینی و با شعار حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت.
در سالهای اخیر جامعهٔ روحانیت مبارز در کنار تشکلهای همسوی خود (از جمله حزب مؤتلفه اسلامی، جامعهٔ اسلامی مدرسین، انصار حزبالله، جامعهٔ اسلامی دانشگاهیان، و انجمنهای اسلامی اصناف بازار تهران) نقش مهمی در تحولات سیاسی ایران داشته است.
تاریخچه
با شکست قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲، به این موضوع پی برده شد که علت شکست، عدم وجود تشکیلاتی منسجم بودهاست. در سال ۱۳۵۶ به تاکید سید روح الله خمینی و با حمایت از مرتضی مطهری، نخستین هستهٔ جامعهٔ روحانیت شکل گرفت. برنامهریزی راهپیماییها، سخنرانی در مساجد، تهیهٔ شعارها، و هماهنگی و سازماندهی مبارزه ضد حکومت پهلوی عمدتاً برعهدهٔ جامعهٔ روحانیت مبارز بود. اساسنامهٔ جامعهٔ روحانیت مبارز در سال ۱۳۵۷ تدوین شد. در آذر ۱۳۵۸ به توصیهٔ سید روح الله خمینی اساسنامهٔ جدیدی تنظیم و بسیاری از بندهای اساسنامهٔ پیشین حذف شد و نام آن به «جامعهٔ روحانیت مبارز تهران» تغییر یافت. آخرین تغییر در اساسنامه مربوط به ۲۹ مرداد ۱۳۷۵ بود که نام جامعه به «جامعهٔ روحانیت مبارز استان تهران» تغییر یافت.
موسسین و اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در ابتدای انقلاب عبارت بودند از بهشتی، مطهری، باهنر، مهدوی کنی، مفتح، شاهآبادی، محلاتی، ملکی، خسروشاهی، عمید زنجانی، عرفانی، موحدیکرمانی، ناطق نوری، کروبی و موسوی خوئینیها.[۱]
اهداف
بر پایهٔ اساسنامهٔ جامعهٔ روحانیت مبارز، اهداف این جامعه چنین عنوان شده است[۲]: سازماندهی روحانیت شیعه، رشد و اعتلاء آن تحکیم مبانی انقلاب اسلامی و دفاع همه جانبه از دستاوردهای آن و تقویت نظام جمهوری اسلامی حمایت همه جانبه از اندیشه فرهنگی سیاسی حضرت امام (ره) و اصل مترقی ولایت فقیه گسترش فضایل اخلاقی در جامعه اسلامی ارشاد اقشار مختلف مردم و گروههای فعال سیاسی، اجتماعی از طریق تبیین وظایف شرعی نظارت بر عملکرد مسئولین نظام و نقد دلسوزانه آنان در جهت تحقق اصل النصیحه لائمه المسلمین ارتباط با روحانیت سایر مذاهب اسلامی و همکاری با کلیه مراکز اسلامی در جهت تحقق اهداف دینی تعامل مثبت و سازنده با ادیان الهی در جهت کاهش آلام جهانی و تحقق صلح تأسیس موسسات عام المنعفه
ارکان
ارکان این جامعه عبارتند از[۳]: هیأت موسس شورای مرکزی دبیرکل هیأت اجرائی هیأت داوران شورای مناطق اعضاء عمومی جامعه
معرفی اجمالی مجمع روحانیون مبارز
این تشکل روحانی در آستانه سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در فروردین 1367 اعلام موجودیت کرد. بحث بر سر لیست نامزدهای جامعه روحانیت مبارز در شورای مرکزی، اختلاف بین دو گرایش این جامعه را به اوج رساند و زمینه انشعاب را در آن فراهم کرد. این انشعاب با نظر مساعد و تأیید امام خمینی صورت گرفت. در اینکه مجمع روحانیون مبارز با نظر مساعد حضرت امام(ره) از جامعه روحانیت مبارز انشعاب یافت، تردیدی نیست. در این باره می توان به سخنان «سید حمید روحانی» عضو جدا شده مجمع روحانیون مبارز اشاره کرد: «اسم مرا بدون اجازه من جزء موسسین مجمع روحانیون مبارز آوردند، اما به دلایلی از جمله ]اینکه[احساس کردم حضرت امام نسبت به مجمع دید مثبت دارد با آن مخالفت نکردم.»(1)
اجازه حضرت امام(ره) به انشعاب، به این دلیل بود که به ایشان گفته بودند:
1- «اگر با این نگاهی که آقایان ]جامعه روحانیت مبارز[ دارند ادامه دهیم، جوان ها را از دست می دهیم و ممکن است فاصله جوان ها با روحانیت بیشتر شود.»(2)
2- «انگیزه این جمع وصل است، نه فصل و جذب است، نه دفع.»(3)
ولی تهمت های سنگین مجمع علیه جامعه روحانیت مبارز از جمله آمریکایی بودن اسلام جامعه روحانیت مبارز، رنجش جامعه روحانیت مبارز و استمداد آیت الله مهدوی کنی از امام(ره) برای رفع آن را در پی داشت. امام(ره) با رنجش از این موضوع، با بیان «خیر چنین چیزی نیست»(4) قول دادند شائبه تأیید مجمع به معنای تأیید مواضع آن را جبران کند.(5) حضرت امام در پاسخ به نامه «محمدعلی انصاری» که به عقیده آیت الله مهدوی کنی به دستور معظم له نوشته شد، جامعه روحانیت مبارز را از تهمت اسلام آمریکایی مبرا کرد.(6) بنابراین می توان گفت:
1- انشعاب مجمع از جامعه با رضایت و تأیید امام(ره) صورت گرفت.
2- اما به سرعت مواضع غیر اصولی مجمع روحانیون علیه جامعه روحانیت رنجش امام(ره) را فراهم آورد، از این رو، بنیانگذار انقلاب اسلامی بر هدف مشترک این دو تشکل مهم روحانی تأکید کرد و اختلاف آنها را در سلیقه، راهکارها و چگونگی رسیدن به اهداف دانست.(7)
افراد جدا شده از جامعه روحانیت به همراه عده دیگری از روحانیون، تشکل جدیدی به راه انداختند و با مجوز شماره 42 ـ 182 الف که در 12 تیر 1368 از سوی کمیسیون ماده 10 احزاب برای این تشکل روحانی صادر شد، عنوان رسمی «مجمع روحانیون مبارز تهران» بر آن اطلاق شد.(8) طبق ماده یک اساسنامه «نام این جمعیت، مجمع روحانیون مبارز تهران (شامل شهر ری و شمیرانات ]تهران[ خواهد بود.» (9) پس از مدتی، با گسترش فعالیت مجمع و تأسیس چند دفتر در مراکز برخی استان ها، با حذف واژه تهران، نام این تشکل به مجمع روحانیون مبارز تغییر یافت.
در اوایل تأسیس، در برخی محافل و از سوی برخی جراید، روحانیان عضو و شخصیت های سیاسی طرفدار مجمع روحانیون عنوان اختصاری «یون» (برگرفته از روحانیون) در مقابل روحانیان و حامیان روحانیت مبارز با عنوان «یت» (برگرفته از روحانیت) شناخته می شدند.
پس از مدتی عنوان «چپ» یا چپ اسلامی بر آنان اطلاق شد و در حال حاضر نیز به «اصلاح طلب» یا «دوم خردادی» در مقابل «اصولگرایان» شهرت یافته اند.
اعضای موسس و شورای مرکزی
اعضای موسس مجمع از سه گروه تشکیل شده بود:
1- کسانی که قبلاً عضو جامعه روحانیت مبارز بودند.
2- افرادی که عضو دفتر امام خمینی(ره) بودند.
3- کسانی که از مسئولان و مدیران نظام و نهادهای انقلاب اسلامی بودند.
در حال حاضر اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بالغ بر 22 نفر می باشند که اسامی آنان به قرار زیر است:
1. علی اکبر آشتیانی 2. سیدمحمدعلی ابطحی 3. سیدمهدی امام جمارانی 4. مجید انصاری 5. محمدعلی انصاری 6. سیدمحمد بجنوردی 7. اسدالله بیات 8. سیدمحمد خاتمی 9. محمدعلی خسروی 10. محمدعلی رحمانی 11. سیدمحمد رضوی 12. فاضل فردوسی 13. اسدالله کیان ارثی 14. محمدعلی نظام زاده 15. سیدمجتبی نورمفیدی 16. عیسی ولایی 17. سیدمحمد هاشمی 18. سیدعلی اکبر محتشمی پور 19. محمد مقدم 20. سیدسراج الدین موسوی 21. سیدمحمد موسوی خوئینی ها 22. سیدعبدالواحد موسوی لاری
گفتنی است از بدو تأسیس مجمع روحانیون تاکنون تعدادی از اعضای موسس از جمله عده ای که قبلاً عضو جامعه روحانیت مبارز بودند، از آن جدا شده اند. مهدی کروبی دبیر پیشین مجمع روحانیون مبارز در این باره می گوید:
«ابتدا 28 نفر بودیم که همان اعضای مرکزی که اسامی آنها در اساسنامه آمده است.
بخشی از آقایان در سال های بعد از ما جدا شدند، جدا نه اینکه اختلاف داشتند، نه به معنای اینکه رفتند تشکیلات جداگانه راه انداختند، به معنای اینکه عده ای بعدها در جلسات شرکت نکردند.»(10)
در میان جداشدگان، سیدمحمود دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات؛ جلالی خمینی امام جمعه خمین؛ محمدحسن رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید انقلاب اسلامی و سیدحمید روحانی،(11) با تشخیص و اراده شخصی از شرکت در جلسات و به تبع آن ادامه عضویت در مجمع روحانیون امتناع ورزیدند. هادی غفاری نیز بنا بر صلاحدید تشکیلات
مجمع روحانیون از عضویت کنار گذاشته شد.(12) دعایی پیرامون علت جدایی خود از این تشکل روحانی می گوید:
«به دلیل اینکه دیدم در مجمع روحانیون مبارز، قاعده و اصلی که مبنای وفاق باشد وجود ندارد و مجمع روحانیون مبارز مجبورند از کارگزاران غیر روحانی همانند برخی تشکل های غیر روحانی استفاده کنند از مجمع روحانیون فاصله گرفتم.»(13)
البته برخی افراد این پدیده را امری طبیعی می دانند. آنان معتقدند:
از نظر جامعه شناسی، هر پدیده و جریان جدیدی که در جامعه پا به عرصه وجود گذاشت، افرادی جذب آن می شوند و سپس افرادی بر اساس برخی عملکرد نادرست آن تشکیلات از آن جدا می شوند و این واقعیت درباره احزاب و روحانیون عملی طبیعی است.(14)
در حال حاضر (1390) سیدمحمد خاتمی، ریاست شورای مرکزی مجمع را برعهده دارد.(15)
دبیر کل پیشین، مهدی کروبی پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری از مجمع جدا شد و با تشکیل حزب اعتماد ملی دبیرکلی آن را برعهده گرفت. طبق ساختار تشکیلاتی مجمع، دبیر کل زیر نظر رئیس شورای مرکزی است. مجید انصاری دبیر اجرایی و موسوی خوئینی ها مسئولیت کمیته سیاسی و محتشمی پور، مسئولیت کمیته انتخابات و برنامه ریزی را برعهده دارند. همچنین سید محمدخاتمی با حفظ ریاست شورای مرکزی،
جبههی مشاركت ايران اسلامي، با حضور 110 تن از چهرههاي فعال ستادهاي انتخاباتي سیدمحمد خاتمي، با هدف حمايت از دولت وي در 14/9/77 با دبيركلي سيد محمدرضا خاتمي (برادر خاتمي) اعلام موجوديت كرد[1] و در تاريخ 1/12/77 از وزارت كشور مجور فعاليت رسمي را دريافت كرد[2] و سه شعار انتخاباتي خاتمي، آزادي در بيان، منطق در گفتار و قانون در عمل را سرلوحهی فعاليت خود قرار داد.[3]
اعضاي شوراي مركزي اين حزب عبارتند از:
سيد محمدرضا خاتمي، مصطفي تاجزاده، جلال جلاليزاده، حميدرضا جلاييپور، سعيد حجاريان، محمود حجتي، سيدصفدر حسيني، ناصر خالقي، هادي خانيكي، كريم ازغنديپور، علياصغر خداياري، فاطمه راكعي، عبدالله رمضانزاده، محمدعلي سعدايي، داوود سليماني، سعيد شريعتي، علي شكوريراد، احمد شيرزاد، سعيد شيركوند، محسن صفايي فراهاني،هادي قابل، حسين كاشفي، عباس كوشا، الهه كولايي، محمد كيانوشراد، محسن ميردامادي، محمد نعيميپور، سيد شمسالدين وهابي، فخرالسادات محتشميپور، اروجعلي محمدي.[4]
زمينههاي شكلگيري جبههی مشاركت ایران اسلامی
هر چند سيدمحمد خاتمي ابتدا از طرف مجمع روحانيون مبارز بهعنوان كانديداي هفتمين دورهی رياستجمهوري[5] معرفي شد، اما بودند چهرههاي جوانتر و روشنفكر از نيروهاي جناح چپ که به بسیاری از اصول این جناح وفادار بودند، لیکن بهدلیل آراء و افکار نو و جدید خاتمی، قاطعانه از نامزدي او در رياستجمهوري حمايت كردند. اين نيروهاي اكثرا تحصيلكرده كه بر خلاف اعضاي مجمع روحانيون مبارز اكثرا از غير روحانيون تشكيل ميشدند، ابتدا در مركز مطالعات استراتژيك كه رياست آنرا موسوي خوئينيها بر عهده داشت، و يا روزنامهی سلام كه مدير مسئولش باز هم ايشان بود دور هم جمع شدند و سپس در ستاد انتخاباتي خاتمي مجتمع شدند. در ظاهر امر اجتماع اين نيروها در زمان انتخابات يك حركت مقطعي و خودجوش مينمود، اما بهتدريج به يك تشكل منسجم و كارآمد تبديل شد و برخي از اعضاي برجستهی آن وارد كابينهی خاتمي شدند و پس از آن اين حركت منجر به تشكيل جبههی مشاركت ايران اسلامي گرديد.[6]
ويژگيهاي جبههی مشاركت ایران اسلامی
1. تشكيلات فراگير: سيد محمدرضا خاتمي معتقد است: «هدف اصلي از تشكيل جبههی مشاركت ارائهي برنامهاي بود كه به نوعي همهی 20 ميليوني كه به آقاي خاتمي در دورهی اول انتخابات رياستجمهوري وي رأي دادهاند، احساس كنند كه ميتوانند در اين تشكيلات وارد شوند» بر اين اساس حزب در مدت كوتاهي در سراسر كشور عضوگيري و به تشكيل دفتر اقدام كرد.[7]
2. موسسان و تركيب آنها: از 110 تن از اشخاص حقيقي و حقوقي كه اعلام موجوديت حزب را اعلام كردند، ميتوان اقشار، اصناف، دانشگاهيان، بانوان، روحانيون، مسئولان كشوري، سياسيون و روزنامهنگاران را در تركيب حزب ملاحظه كرد و اين به لحاظ شموليت اشخاص و گروهها نسبت به ساير احزاب سابقه نداشت.[8]
3. گفتمان جديد: گفتمان جبههی مشاركت نسبت به ساير احزاب جديد، ابتكاري و بديع بود. "ايران براي همهی ايرانيان"، براي نخستينبار در ادبيات سياسي مورد استفاده قرار گرفت. دانستن حق مردم است، لوگوي روزنامهی صبح امروز به صاحب امتيازي و مدير مسئولي سعيد حجاريان بود. تأكيد مستمر بر قانون و قانونگرايي و تصريح بر اينكه همهی شهروندان در برابر قانون مساوي هستند هرچند امري مندرج در قانون اساسي و تازه نبود، اما به دليل آنكه پرچمداري آنرا حزب مشاركت برداشته بود و تبليغ ميكرد، بسيار موثر افتاد.[9]
4. نماد مخالفت با وضع موجود: جبههی مشاركت خود را نماد مخالفت با وضع موجود معرفي ميكرد و با نقد صريح و جدي گذشته (دوران سازندگي و دولت هاشمي رفسنجاني) خود را منجي آيندهی ايران معرفي ميكرد. اعضاي مشاركت حتي به نقد عملكرد گذشته چپ پرداختند و از نگرش دولتي كردن امور به شدت انتقاد كردند. اينان حتي بالا رفتن از ديوار سفارت امريكا در آبان 1358 توسط خود را زير سؤال بردند و صريحا اعلام كردند ما ديروزي (1358) نيستيم و امروزي (1376) هستيم.[10]
5. حزب شخصيمحور: جبههی مشاركت از جايگاه و موقعيت رئيسجمهور و حمايتهاي مادي و معنوي او حداكثر استفاده را ميبرد. چون از بستگان نزديك رئيسجمهور تشكيل ميشدند (محمدرضا خاتمی و علي خاتمي....)[11]
اساسنامه
اساسنامهی جبههی مشاركت در 5 فصل، 37 ماده و 39 تبصره تنظيم شده است. ايجاد زمينهی مناسب براي مشاركت ملت ايران در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي كه به دخالت مستقيم آنان در سرنوشت سياسيشان منجر ميگردد، بهمنظور حفظ دستاوردهاي انقلاب عظيم اسلامي و تداوم آرمانهاي حضرت امام خميني(ره)، هدف جبههی مشاركت اعلام شده است. كنگره، شوراي مركزي، دبيركل، هيأت داوري، دفتر سياسي، هيأت اجرايي، هيأت سياسي، كميته، منطقه، حوزه، واحد، شعبه و شاخه از اركان جبههي مشاركت هستند.[12]
مرامنامه
جبههی مشاركت تأكيدات ويژهاي را در جاي جاي مرامنامهی خود دربارهی مشاركت مردم در امور دارد. امروز بقاء و تداوم شور انقلابي و تضمين انگيزهی مشاركتجويي مردم در گرو تأسيس و تقويت نهادهاي مدني، تعميق بنيادهاي نظري مشاركت اجتماعي و گسترش زمينههاي علمي اين مشاركت، قانونمند كردن رقابتهاي سياسي، عرضهی چهرهی جذاب و مقبول از نظام مبتني بر اسلام ناب محمدي(ص) انتقال حافظهی تاريخ و تجارب سياسي به نسل دوم انقلاب و سامان دادن نظام توزيع قدرت در بين مردم ميباشد. از نظر جبههی مشاركت، مهمترين آفات انقلاب فرسايش انگيزههاي مشاركتجويانهی مردم، برداشتهاي سليقهاي از مفاهيم ديني و بهرهبرداري نابجا از سرمايههاي مقدس است از ديدگاه حزب جلب و افزايش اعتماد عمومي، بزرگترين سرمايهی اجتماعي نظام محسوب ميگردد. همچنين جبههی مشاركت رئوس ديدگاهها و مواضع خود را در مرامنامه در 12 بند آورده است:
1. ديانت و معنويت شرع پايهی فعاليتها است.
2. عدالتگستري و تبعيضزدايي.
3. فضيلت مجاهدت (تجليل از ايثارگران).
4. حرمت انسان و حقوق و آزاديهاي قانوني.
5. استقلال كشور و اقتدار ملت.
6. حاكميت قانون و امنيت اجتماعي.
7. وحدت اسلامي و وفاق ملي.
8. سازندگي و توسعهي پايدار همهجانبه.
9. مشاركت و رقابت.
10. خردمندي و حكمت.
11. منزلت جهاني.
12. نظام مقتدر، خدمتگزار و پاسخگو.[13]
عملكرد و فعاليت جبههی مشاركت ایران اسلامی
جبههی مشاركت جزء ائتلاف جبههی دوم خرداد و از احزاب منتسب به جناح چپ مدرن ميباشد.[14] انتخابات اولين دورهی شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه خاتمي آنرا بزرگترين دستاورد دولت خود برشمرد، اولين ميداني بود كه جبههی مشاركت توانست عملا در نقش مديريت و رهبري جبههی دوم خرداد يا اصلاحات با موفقيت آنرا اداره كند و اكثريت قاطع شوراها را به دست گيرند. بهگونهاي كه در شوراي اسلامي كلان شهر تهران، تنها يك نفر از فهرست رقيب سياسي، آن هم بهعنوان عضو عليالبدل توانست وارد شوراي شهر شود و همهی اعضاي شورا از فهرست متعلق به جبههی اصلاحات با محوريت حزب مشاركت بود ولي در انتخابات دور دوم شوراي شهر وضعيت برعكس شد و جبههي مشاركت، شكست سختي را متحمل شد.[15]
جبههی مشاركت در انتخابات مجلس ششم[16] با شعار ايران براي همهی ايرانيان، معنويت، عدالت، آزادي وارد صحنه شد و توانست آراء زيادي از مردم را كسب نموده و بين 140 تا 150 كرسي نمايندگان مجلس را بهدست آورد.[17] بيشك اين پيروزي بزرگي براي جبههی دوم خرداد و جبههی مشاركت بود. بدينسان حزب توانست اعضاي بلندپايه و كادر خود را در سراسر كشور وارد مجلس كند و اكثر مسئوليتهاي قوهی مقننه (هيأت رئيسه، رؤساي كميسيونها، نمايندگان مجلس در شوراها و مجامع و...) را از آن خود كند.[18] در دورهی هشتم انتخابات رياستجمهوري جبههي مشاركت از سیدمحمد خاتمی حمایت نمود.[19] در مرحلهی اول انتخابات رياستجمهوري دورهی نهم، جبههی مشاركت ایران اسلامی از دکتر مصطفی معین[20] و در مرحلهی دوم انتخابات از علیاکبر هاشمی رفسنجانی حمایت نمود.[21] در انتخابات رياستجمهوري دورهی دهم از مهندس میرحسین موسوی حمایت نمود.
اين حزب به سرعت توانست در بسياري از شهرهاي بزرگ و مراكز استانها تشكيلات سازمانيافته ايجاد نمايد. بهطوري كه ميتوان اين حزب را يك حزب فراگير در سطح كشور دانست.[22] تا قبل از تعطيلي برخي از روزنامهها در ارديبهشت 79، روزنامهیی مشاركت ارگان رسمي اين حزب بشمار ميرفت.[23] همچنين روزنامههاي ديگري چون صبح امروز، آفتاب امروز، بهار، جامعه، توس و... تا حدود زيادي ديدگاههاي اين حزب را منتشر ميكردند كه همگي متوقف شدند.[24] نوروز وبگاه خبررسانی و سایتwww. Mosharekat.ir پایگاه اطلاعرسانی جبههی مشاركت ایران اسلامی میباشد.
مواضع و ديدگاههاي جبههی مشاركت ايران اسلامي
در آستانهی انتخابات مجلس ششم اين حزب مواضع و ديدگاهها[25] و اهداف و طرحهاي آينده خود را اين چنين بيان ميكند:
سياسي:
1. طرح قانون وحدت نظام تضميني كشور و حذف مراكز قانونگذار موازي با مجلس شوراي اسلامي.
2. اصلاح قانون انتخابات در جهت تضمين حق انتخاب مردم.
3. طرح قانون تعریف جرم سیاسی و قانون نحوهی رسیدگی به جرایم سیاسی و نحوهي تعیین هیئت منصفهی دادگاههاي رسيدگي به جرايم سياسي.
4. اصلاح قانون احزاب در جهت تقويت روحيهي مشاركت جمعي ملت و ايجاد زمينهي لازم براي تأثيرگذاري احزاب در روند ادارهی امور كشور.
5. اصلاح آييننامهی ادارهی مجلس شوراي اسلامي با هدف تقويت نظارت نمايندگان و مجلس بر روند ادارهی امور.[26]
فرهنگي:
1) اصلاح قانون مطبوعات در جهت حمايت از آزادي بيان و مطبوعات مستقل.
2) قانوني و كارآمد كردن نظامهاي نظارتي در عرصهی فرهنگ به اتكاي مشاركت فراگير مردمي و غير مردمي.
3) طراحي و تصويب قوانين مرتبط با محصولات فرهنگي، هنري، سينما و كتاب.
4) لغو مميزيها و گزينشهاي سليقهاي در عرصهی مطبوعاتي، فرهنگي، هنري، علمي.
5) حمايت همهجانبه از حقوق و منزلت نويسندگان، محققان، استادان، دانشگاهيان.
6) حمايت از گسترش سهم نقش فرهنگ و هنر در عرصهی زندگي اجتماعي.
7) حمايت از شكلگيري نهادها و انجمنهاي غير دولتي علمي، فرهنگي، هنري.
8) اصلاح نظام بهرهمندي عمومي از توليدات و خدمات فرهنگي.
9) اصلاح نظام توزيع عادلانهی اطلاعات و حذف نابرابريها در دستيابي به اطلاعات.
10) اهتمام خاص به كميت و كيفيت و فعاليتهاي فرهنگي و هنري.
11) فراهم آوردن زمينههاي ارتباط هرچه بيشتر ميان آموزش، پژوهش و اشتغال.
12) منطقي كردن حمايت و مداخلهی دولت در فعاليتهاي اقتصادي بخش فرهنگ.
13) تبيين حدود وظايف شوراي عالي انقلاب فرهنگي بر مبناي رعايت اصول قانون اساسي.
14) تقويت اصل عدم انفكاك امر تعليم از امر تربيت.
15) اصلاح نظام آموزشي به منظور افزايش تواناييها و بازدهي آموزش و پرورش.
16) فراهم آوردن زمينهی بيشتر مبادلات علمي و فرهنگي در سطح منطقه و جهان.
17) اصلاح ساختار اقتصادي فرهنگ و جلوگيري از پيدايش و رشد انحصارهاي مالي در عرصهی فرهنگ.[27]
اقتصادي:
1. بازنگري در نظام بودجهريزي و برنامهريزي به منظور تقويت تشكلهاي تخصصي و ساير نهادهاي مدني.
2. ايجاد زمينه براي رشد سرمايهگذاري و اشتغال، تأمين امنيت سرمايه و تضمين حقوق مالكيت حقوقي، تضمين مالكيت خصوصي، رسيدگي به دعاوي و دادرسي مربوط به حقوق مالكيت در فعاليتهاي اقتصادي.
3. اصلاح قانون تجارت بهمنظور صيانت از حقوق سرمايهگذار و اصلاح ساختار شركتي و ادغامها و توسعهی جغرافيايی، استفاده از مديريت حرفهاي بهجاي مدير مالكي.
4. رفع موانع سرمايهگذار، جلب سرمايهی خارجي، تعيين مرجع رسيدگي و احقاق حقوق سرمايهگذار خارجي.
5. اصلاح قانون مالياتها در جهت حمايت از واحدهاي توليدي، و دريافت عادلانهي ماليات.
6. توسعه و تعميق و افزايش كارايي ابزار سرمايه (بانك، بيمه، بورس)، كارآمد كردن سياستهاي پولي و مالي كشور با تأكيد بر تفكيك بين وظايف آنها.
7. ايجاد زمينه بهسوي اقتصاد رقابتي و يكسانسازي شرايط كار و توليد براي بخش خصوصي و دولتي، رقابتي كردن فعاليتهاي اقتصادي، شفاف نمودن تصميمگيريهاي عمومي و عملكرد اقتصادي شركت و سازمانهاي دولتي، رفع انحصارات با هدف ايجاد فرصتهاي شغلي جديد، تحقق شايستهسالاري، سوق دادن دولت بهسوي توليد كالاهاي عمومي و رهايي دولت از تصديهاي اقتصادي غير ضروري.
8. پيگيري براي حضور فعال اقتصادي در عرصهی جهاني، توسعهي صادرات غير نفتي، محدود نمودن آييننامهها براي ثبات در سياستگذاري، تنظيم بازار داخلي و صادرات بهمنظور تحكيم حضور در بازار جهاني.
9. استمرار نظام جامع تأمين اجتماعي و هدفمند كردن يارانهها و توجه جدي به مسايل زيست محيطي و تحقق رشد و توسعهي پايدار اقتصادي.[28]
سرانجام جبههی مشاركت ايران اسلامي
برخی اعضاء و شورای مرکزی حزب مشارکت در پی پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری دورهی دهم (۱۳۸۸) و اعتراضات موجود و درگیریهایی که صورت گرفت توسط نیروهای امنیتی کشور دستگیر شدند. اسامی دستگیرشدگان جبههي مشارکت ایران اسلامی عبارتنداز: دکتر محسن میردامادی (دبیرکل جبههی مشارکت ایران اسلامی، نمایندهی مردم تهران و رئیس کمیسیون امنیت ملی دورهی ششم مجلس شورای اسلامی) دکتر عبدالله رمضانزاده (قائم مقام دبیرکل جبههی مشارکت ایران اسلامی، سخنگوی دولت دوم سیدمحمد خاتمی) مهندس آذر منصوری (معاون سیاسی دبیرکل جبههي مشارکت ایران اسلامی، منتخب مردم ورامین در شورای شهر اول این شهر) دکتر سیدمصطفی تاجزاده (عضو شورای مرکزی جبههی مشارکت، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، معاون سیاسی وزیر کشور در دولت خاتمی) مهندس محسن صفایی فراهانی (عضو شورای مرکزی و رئیس هیات اجرایی جبههی مشارکت ایران اسلامی، نمایندهی مردم تهران در دورهی ششم مجلس شورای اسلامی و رییس اسبق فدراسیون فوتبال) دکتر محسن امینزاده (عضو موسس جبههی مشارکت ایران اسلامی، معاون وزیر امورخارجه در دولت سیدمحمد خاتمی) مهندس شهابالدین طباطبایی (عضو شورای مرکزی جبههی مشارکت ایران اسلامی، رئیس ستاد ۸۸ کل کشور) دکتر داوود سلیمانی (عضو شورای مرکزی جبههی مشارکت ایران اسلامی، نمایندهی مردم تهران در دورهی ششم مجلس شورای اسلامی) علیرضا فلاحتی (مسئول شاخهی جوانان جبههی مشارکت مازندران) حسین نورانینژاد (رئیس کمیتهی اطلاعرسانی جبههی مشارکت ایران اسلامی) مهدی محمودیان (عضو کمیتهی اطلاعرسانی جبههی مشارکت ایران اسلامی) سعید نورمحمدی (عضو شاخهی جوانان جبههی مشارکت ایران اسلامی) مهندس ابراهیم شریفپور (عضو جبههی مشارکت ایران اسلامی) احمد میری (عضو شورای منطقهی مازندران) علیاکبر سروش (عضو شورای منطقهی مازندران) حجتالاسلام والمسلمین احمدرضا احمدپور (عضو شورای منطقهی قم) زینب بحرینی، علیرضا صفایی، صابر عباسیان، سعید آگنجی، محمدعلی تارخ، علی نیکویی، حسین نجفی، سیداحمد موسوی تاکامی، هادی وکیلزاده (اعضای حزب مشارکت منطقهی فارس). در پی این دستگیریها و محاکمات، تعدادی از اعضای اصلی این جبهه استعفا دادن و عملا فعالیت جبهه متوقف شد.
جناح اصولگرایان جمهوری اسلامی ایران،
یکی از دو جناح قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایراناست در نتیجهٔ تحولات سیاسی بعد از انقلاب اسلامی ایران، شکل گرفت. شکاف جناح راست و جناح چپ در حزب جمهوری اسلامی، به سردمداری سعید امانی و اسدالله بادامچیان از یکسو و میرحسین موسوی و مسیح مهاجری، از سوی دیگر، این دو جناح را در برابر هم قرار دارد.[۱ صولگرایان نامی است که گروهی از جناح راست جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات دور دوم شوراهای شهر بر خود نهادند و از دورهٔ مجلس هفتم و رئیس جمهوری احمدینژاد، به شاخص اصلی محافظهکاران مذهبی ایران تبدیل شدند. غالبا این جناح در برابر جناح اصلاحطلبان ایران مطرح میشود.
ریشه این اصطلاحات در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، به جناح چپ و جناح راست و خودی و غیر خودی بر میگردد و از حدود سال ۱۳۸۰ مطرح گردیده.
میتوان گفت که اصولگرایان ایران سه گروه هستند؛[۳] گروه گسترده و سابقهدار آن، گروه پیروان خط امام (سید روحالله خمینی) و رهبری (سید علی خامنهای) هستند و خود را متعادل میدانند مانند جامعهی زینب. گروه تحولخواهان و جمعیت ایثارگران که دو یا سه حزب دارند. گروه اطرافیان محمود احمدینژاد که در ستادهای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تبدیل به تشکیلات و حزبی به نام «رایحهی خوش» شدند.
محافظهکاران نامی است که گروههای پیروز انتخابات دوم خرداد به رقیبان سیاسی خود دادند. این اصطلاح در قالب ادبیات سیاسی مصطلح فرامرزی شناخته شدهاست. اما تطبیق آن بر مجموعه متنوعی از حزبها، گروهها و شخصیتهای سیاسی گوناگون در ایران چندان درست به نظر نمیرسد. در برابر، این گروهها خود را اصول گرا، ارزشی و... مینامند. شناخته شده ترین مصداقهای این عنوان حزب موتلفه اسلامی و جامعه روحانیت مبارز تهران هستند که در کنار همدیگر رهبری جبهه پیروان خط امام و رهبری را برعهده دارند. برخی گروههای مذهبی ایران مانند روحانیون و هیئتهای مذهبی در داخل این عنوان گنجانده میشوند.
حزب مؤتلفه اسلامی یا هیاتهای موتلفه اسلامی، از ائتلاف ۳ هیات مذهبی پیرو خمینی در منزل وی، شکل یافت. هیاتهای ائتلاف کننده شامل هیات مسجد شیخ علی، هیات اصفهانیها و هیات موید بود.
این تشکل اسلامی که با نامهای هیاتهای موتلفه اسلامی، جمعیت هیاتهای موتلفه اسلامی، حزب موتلفه اسلامی و... نیز شناخته میشود، در شکل گیری و هدایت قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقش داشت. موتلفه اسلامی، اصل مبارزاتی خود را بر مبارزه سیاسی نهاده. اما، پس از تبعید خمینی شاخه نظامی آن، مبارزه نظامی را آغاز نمود و با ترور حسنعلی منصور (نخست وزیر شاه که کاپیتولاسیون را به تصویب رسانده بود) مهمترین اقدام مسلحانه خود را در کارنامه خویش ثبت نمود. پس از دستگیری سران اولیه آن، بقایای آنرا باهنر اداره کرده و موتلفه دوم را راه اندازی نمودند. این تشکل، در سالهای قبل از انقلاب در مبارزات حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی از اعضای آن در شورای انقلاب اسلامی عضویت یافتند. با شکل گیری حزب جمهوری اسلامی، این تشکل، فعالیت خود را درون این حزب دنبال نمود و با تعطیلی فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، به فعالیتهای سیاسی خود، با نام جمعیت موتلفه اسلامی ادامه داد.
مؤتلفه اسلامی، در دیماه سال ۱۳۸۲، در هفتمین مجمع عمومی خود، به «حزب موتلفه اسلامی» تغییر نام داد.
از چهرههای موثر موتلفه اسلامی، میتوان به مهدی عراقی، حاج مهدی بهادران ولاجوردی، اندرزگو، بخارایی، امانی، صفارهرندی، نیک نژاد، اسلامی، احمد شهاب، درخشان و... اشاره کرد. از میان چهرههای سیاسی موجود نیز، میتوان از حبیبالله عسگراولادی، اسدالله بادامچیان، محمد نبی حبیبی، حمیدرضا ترقی، علی اکبر پرورش، توکلی بینا، کاظم انبارلویی، حسین انواری، فاطمه رهبر و حسن صبوری سخنگوی جدید حزب نام برد. ارگان رسمی این حزب هفته نامه شما است.
دوره دوم؛ ( از انحلال حزب جمهوری اسلامی تا دوم خرداد 1376)
با انحلال دو تشکل سیاسی« سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» و « حزب جمهوری اسلامی» در سال های 65 و 66 جامعه روحانیت به مدت کمتر از یک سال تنها گروه سیاسی فعال کشور بود. دیری نپایید که اختلاف نظرهایی میان برخی اعضای این جامعه به وجود آمد و در نهایت با خارج شدن چند تن از اعضای شورای مرکزی تشکل جدیدی به نام « مجمع روحانیون مبارز تهران» با اطلاع و موافقت امام(ره) در سال 1367 تاسیس شد. علاوه بر دو تشکل مذکور، حزب کارگزاران سازندگی –که از جامعه روحانیت مبارز منشعب شدند- و تا حدی جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی نیز از گروه های سیاسی فعال این دوره به شمار می آیند. در این دوره فعالیت های سیاسی تشکل های همسو که در موضع گیری های خود تابع روحانیت مبارز بودند به همراه جامعه روحانیت تحت عنوان« جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو با آن» انجام می گرفت که در ادامه به بررسی آن ها خواهیم پرداخت.
الف. جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو با آن
در این دوره فعالیت های سیاسی جامعه روحانیت مبارز، تحت عنوان « جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسوبا آن» انجام می شد. از ویژگی های بارز این دوره، تغییر ملاک تقسیم بندی تشکل ها است. در دوره اول فقاهتی و غیر فقاهتی بودن برداشت گروه های سیاسی از اسلام ملاک تقسیم بندی بود، ولی در این دوره از سال 68 به بعد، ملاک « تخصص و تعهد» جای اسلام فقاهتی و غیر فقاهتی را گرفت. تشکل های همسو، گروه های سیاسی هستند که در موضع گیری های سیاسی خود همسو و هم جهت با جامعه روحانیت عمل می کنند. این گروه ها عبارتند از:
1. جمعیت مؤتلفه اسلامی
تاریخچه تشکیل جمعیت مؤتلفه اسلامی به سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی باز می گردد، که اعضای آن بعد از پیروزی انقلاب فعالیت خود را در حزب جمهوری دنبال می کردند. با تعطیلی حزب، اعضای مؤسس این جمعیت که حبیب الله عسکراولادی، اسدالله بادامچیان، سید اصغر رخ صفت، سعید امانی، ابوالفضل توکلی، مصطفی حائری زاده، ابوالفضل حاج حیدری، محمد جواد رفیق دوست، مهدی سید محمدی، حبیب الله شفیق، احمد کریمی اصفهانی و جواد مقصودی بودند در تاریخ 21 آذر 69 پروانه تاسیس جمعیت مؤتلفه اسلامی را از وزارت کشور دریافت کردند.[31]
2. جامعه اسلامی پزشکان
جامعه اسلامی پزشکان در تاریخ 20 آبان 1377 با هیئت مؤسس خسرو رحمانی، سید احمد علی کاظمی، امیر محمود تفضلی و رضا صدقی از وزارت کشور اجازه فعالیت گرفت.
3. جامعه اسلامی کارگران
جامعه اسلامی کارگران در سال 1371 با هیئت مؤسس علی رضا صابر کوچک سرایی، مصطفی بیگلر، عبدالله حمیدی، مسعود برهمند و محمد افشاری از وزارت کشور اجازه فعالیت گرفت.
4. جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران
جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران در تاریخ 10 آذر 1372 مجوزفعالیت دریافت کرد. ولی پیش از آن هم فعالیت هایی داشتند. اعضای هیئت موسس آن عبارتنداز: شهید حسن عباسپور، محمود قندی، حسن عضدی و آقایان علی عباسپور، سید مصطفی میر سلیم، عباس شیبانی، کریم زارع و کریم مکنون.
5. جامعه اسلامی فرهنگیان
عرت الله دهقانی، منصور فرهمندزاده، مریم زعفرانی بهروزی، منیژه نوبخت، سید ابوالقاسم رئوفیان، علی فرهمندزاده، اسدالله بادامچیان و محمد الهیان جامعه اسلامی فرهنگیان را در سال 1365 تاسیس کردند ولی ولی مجوز رسمی آن را در تاریخ 1 شهریور 1371 دریافت کردند.
6. جامعه اسلامی کارمندان
جامعه اسلامی کارمندان در سال 1371 با اعضای مؤسس محمد صادق فیاض، نصرالله میرزایی نصیر، احمد رضا بیات، سید کمال سجادی، محمد بخارایی، علی اصغر پورمند و ... تاسیس و در تاریخ 17 خرداد 1373 مجوز فعالیت خود را اخذ کردند.
7. کانون اسلامی فارغ التحصیلان شبه قاره هند
مرامنامه و اساس نامه کانون اسلامی فارغ التحصیلان شبه قاره هند که قبلا با نام انجمن اسلامی فارغ التحصیلان شبه قاره هند در تاریخ 14 تیر 1360 به تصویب رسیده بود پس از اصلاحاتی در اسفند 1368 مجوز فعالیت رسمی دریافت کرد. اعضای مؤسس کانون عبارتند از: منوچهر متکی، سید مهدی نبی زاده، عباسعلی تسلیمی، جواد سلیمی، مهدی محتشمی، و...[32]
8. جامعه اسلامی مهندسان
اعضای برجسته آن عبارتند از: مرتضی نبوی، محمد رضا باهنر، دکتر حسن غفوری فرد و.. که پس از جمعیت مؤتلفه از اهمیت بالایی برخوردار است و در تعیین خط مشی های سیاسی نقش بالایی دارد. در سال 1366 تاسیس و در 8 خرداد 1370 مجوز فعالیت دریافت کرد.
9. جامعه انجمن اسلامی بازار و اصناف
سابقه این گروه به قبل از انقلاب باز می گردد، در سال های پیش از انقلاب در مخالفت و مبارزه با رژیم شاه و از جمله ترور حسنعلی منصور نخست وزیر شاه دست داشته اند. این گروه پس از انقلاب تشکل خود را حفظ کردند. ولی با عنوان جامعه انجمن اسلامی بازار و اصناف در تاریخ 6 آبان 1359 تشکیل شد و در 10 آبان 1372 اجازه رسمی دریافت کرد. اعضای مؤسس این تشکل عبارتند از سعید امانی، احمد کریمی اصفهانی، محمود فقیهی رضایی، محمد حسین عبدالخالقی و...
10. جامعه زینب جامعه زینب
در سال 56 تشکیل شد و در 20 آبان 1370 از وزارت کشور مجوز رسمی گرفت . دبیرکلی این جامعه بر عهده مریم زعفرانی بهروزی است که تا حدودی نقش هدایت زنان همفکر با این جریان را برعهده دارد. از دیگر اعضای مؤسس آن منیژه نوبخت، نفیسه فیاض بخش، پروین سلیحی و... می باشند.[33]
ب. مجمع روحانیون مبارز تهران
اختلاف نظرهایی میان برخی اعضای جامعه روحانیت مبارز به وجود آمد و در نهایت با خارج شدن چند تن از اعضای شورای مرکزی تشکل جدیدی به نام « مجمع روحانیون مبارز تهران» با اطلاع و موافقت امام(ره) در سال 1367 تاسیس شد.[34] نام آقایان مهدی کروبی، جلالی خمینی و سید محمود دعایی از اعضای انشعابی جامعه روحانیت مبارز در صدر قرار داشت. بلافاصله طی انتخابی کروبی به دبیر مجمع انتخاب شد.از دیگر اعضای مؤسس می توان سید محمد خاتمی، محمد موسوی خوئینی ها، حسن صانعی، صادق خلخالی، رسول منتجب نیا، اسدالله بیات، محمد علی انصاری، محمد علی رحمانی، محمد علی ابطحی، هادی غفاری، مجید انصاری، علی اکبر محتشمی پور،سید حمید روحانی و... را نام برد. این تشکل با بهره گیری از روزنامه سلام که ارگان غیر رسمی آن محسوب می شد، نقش مهمی در تنویر افکار عمومی و اطلاع رسانی داشت. با انجام اصلاحات در بازنگری قانون اساسی و تغییرات بنیادی نظیر حذف قید مرجعیت از شرایط رهبری و حذف پست نخست وزیری و ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و ریاست ناطق نوری در مجلس وناکامی در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای اسلامی و ... مجمع روحانیون مبارز حاشیه نشینی و عدم همکاری را انتخاب کرد. دعوت مقام معظم رهبری هم از آنان برای فعالیت سیاسی نیز مورد اجابت قرار نگرفت.[35] مجمع روحانیون در مهر 1375 با اعلام بیانیه ای، فعالیت سیاسی خود را از سرگرفت و در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری از کاندیداتوری سید محمد خاتمی حمایت نمودند.[36] اعضای فعال مجمع روحانیون مبارز عبارتند از:علیاکبر آشتیانی، سید هادی خامنهای، سیدمحمدعلی ابطحی، سید مهدی امام جمارانی، مجید انصاری، محمدعلی انصاری، سید محمد موسوی بجنوردی، اسدالله بیات، سید محمد خاتمی، محمدعلی خسروی، سید تقی درچهای، محمدعلی رحمانی، سید محمد رضوی، محمدعلی صدوقی، فاضل فردوسی، اسدالله کیانارثی، سیدعلیاکبر محتشمیپور، محمد مقدم، سید سراجالدین موسوی، سید محمد موسوی خوئینیها، سید عبدالواحد موسوی لاری، محمدعلی نظامزاده، سید مجتبی نورمفیدی، عیسی ولایی، سید محمد هاشمی و سید علی محمد دستغیب.[37]
ج. حزب کارگزاران سازندگی ایران
حزب کارگزاران سازندگی از احزاب اصلاح طلب ایران، که توسط ۱۶ نفر از اعضای هیات دولت (کابینه) اکبر هاشمی رفسنجانی، در اسفند ۱۳۷۴ آغاز به کار کرد. سنگ بنای حزب کارگزاران درست در مقطعی گذاشته شد که یک سال از عمردولت دوم رفسنجانی باقی مانده بود.کارگزاران نخستین حزب سیاسی در ایران بود که در درون دولت شکل گرفت. در بهمن ماه ۱۳۷۴ شانزده تن از وزیران، معاونان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور وقت ایران در بیانیهای با عنوان «جمعی از کارگزارن سازندگی ایران» اعلام کردند در انتخابات مجلس پنجم حضور فعال خواهند داشت و فهرستی از کاندیداهای موزد حمایت خود را معرفی خواهند کرد. این اقدام با واکنش منفی شدید جناح راست که این اقدام را دخالت قوه مجریه در قوه مقننه قلمداد کرده و تهدید به استیضاح وزرای امضا کننده بیانیه و حتی طرح بررسی کفایت رئیسجمهور در مجلس روبرو شد. در نهایت با فرمان رهبر جمهوری اسلامی، مبنی بر عدم حضور وزیران در این جمع غائله فروکش کرد و با حذف ۱۰ وزیر، به یک جمع ۶ نفره کاهش یافت که شامل ۵ معاون رئیس جمهور و شهردار تهران میشدند که با صدور بیانیهای با عنوان «کارگزاران سازندگی» حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام کردند. این گروه نهایتا با فشارشورای نگهبان فعالیت انتخاباتی خود را با عنوان«جمعی از کارگزاران سازندگی»سامان داد. بدین ترتیب، حزب کارگزاران سازندگی ایران تاسیس شد. هرچند که محمدعلی نجفی، علاوه بر این ۶ نفر، در جلسات هیات موسس شرکت میجست. کارگزاران به دست محفلی از مدیران تاسیس شد که اغلب از ۳ استان کشور برخاسته بودند؛ کرمان، اصفهان و یزد. در روز تاسیس این حزب، مرعشی علاوه بر مدیران داخل دولت و اقوام نزدیک، از شماری از افراد چپ آن روز نظیر اسحاق جهانگیری، غلامرضا آقازاده، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و چند تن دیگر نیز دعوت به عمل آورد. اما از میان این جمع چهرههای سرشناس چپ نظیر مهدی کروبی و محمد خاتمی به دلیل فعال بودن در مجمع روحانیون مبارز در آن جلسه و جلسات بعدی حزب حاضر نشدند. بعد از آیتالله هاشمی رفسنجانی که به عنوان پدر معنوی حزب یاد میشود و اصلیتی کرمانی دارد، حسین مرعشی، فائزه هاشمی (دختر رئیس جمهور)، محمد هاشمی (برادر رئیس جمهور)، علی هاشمی (برادرزاده رئیس جمهور)، محسن هاشمی رفسنجانی (پسر ارشد رئیس جمهور) و اسحاق جهانگیری نیز خاستگاهی کرمانی دارند. رضا امراللهی و فاطمه رمضانزاده نیز از منطقه مجاور کرمان یعنی یزد وارد حزب شدند. بعد از طیف مدیران کرمانی و یزدی، دومین حلقه پر نفوذ حزب را اصفهانیها تشکیل میدهند که در این جمع دو نفر سرشناس ترند و هنوز هم به عنوان «مردان سایه رفسنجانی» گرداننده حزب هستند، این زوج غلامحسین کرباسچی و محمد عطریانفر هستند. اعضای هیات مؤسس عبارتند از: غلامحسین کرباسچی، محمد هاشمی (رئیس هیئت مؤسس)، محسن نوربخش عطاالله مهاجرانی، رضا امراللهی، مصطفی هاشمیطبا، محمدعلی نجفی، فائزه هاشمی، علی هاشمی، حسین مرعشی (سخنگوی حزب کارگزاران)، اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نیز به شرح زیر است: ۱-محمد هاشمی (معاون رئیس جمهور وقت ایران)(رئیس اسبق سازمان صدا و سیما)، ۲-غلامحسین کرباسچی (شهردار وقت تهران)، ۳-محمد علی نجفی (وزیر آموزش و پرورش دولت وقت)، ۴-حسین مرعشی (پسر عموی همسر رئیس جمهور وقت)، ۵-سید محسن نوربخش ( رییس بانک مرکزی در دولت وقت )، ۶- عطاالله مهاجرانی (معاون حقوقی و پارلمانی رئیسجمهور وقت)، ۷-فائزه هاشمی بهرمانی (نائب رئیس وقت کمیته ملی المپیک)، ۸-رضا امراللهی (معاون رئیس جمهور وقت)، ۹-مصطفی هاشمیطبا (رئیس وقت سازمان تربیت بدنی)، ۱۰-علی هاشمی (مشاور وزیر نفت دولت وقت)، ۱۱-محسن هاشمی (رئیس دفتر رئیس جمهور وقت و پسر وی)، ۱۲-اسحاق جهانگیری (استاندار اصفهان در دولت وقت)، ۱۳-غلامرضا فروزش ( وزیر جهاد سازندگی دولت وقت )، ۱۴-رضا ملک زاده (وزیر بهداشت دولت وقت)، ۱۵-محمد عطریانفر، ۱۶-هدایت الله آقایی (معاون طرح و برنامه وزیر کشور دولت وقت)، ۱۷-علی مصلحی، ۱۸-سید حسین هاشمی (معاون امور اداری و مالی وزارت صنایع دولت وقت)، ۱۹-اسماعیل جبارزاده، ۲۰-عبدالناصر همتی (معاون سیاسی اسبق صدا و سیما)، ۲۱-فاطمه رمضان زاده، ۲۲-یدالله طاهرنژاد، این حزب دستیابی به فضای باز اقتصادی و توسعه پایدار اقتصادی را به عنوان زمینه ساز رسیدن به آزادیهای سیاسی و اجتماعی می داند. در هنگام تاسیس این حزب، شعار رسمی حزب:«عزت اسلامی، تدوام سازندگی، آبادانی ایران» بیان شد. سخنگوی رسمی این حزب حسین مرعشی میباشد. روزنامه کارگزاران تریبون رسمی این حزب است .این روزنامه ۱۱ دی ۱۳۸۷ بدلیل انتشار بیانیه دفتر تحکیم وحدت پیرامون جنگ غزه که به جز اسرائیل، حماس را بدلیل سوء استفاده از غیر نظامیان و حکومت ایران را بخاطر تجهیز حماس محکوم کرده بود، توسط هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد.[38]
د. جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی
جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی فعالیت رسمی خود را در 15 خرداد 1374 آغاز نمود، اما چند ماه قبل از برگزاری انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی اعلام موجودیت کرد. اولین بیانیه این جمعیت در تاریخ 24/11/1374 با امضای محمد محمدی نیک معروف به «ری شهری» دبیر کل آن و بدون معرفی سایر اعضا منتشر شد. دبیر کل این جمعیت، مقابله با رویه تقابل از ارزش های اسلامی، تهاجم فرهنگی در مسئله تفکیک دین از سیاست، گرایش قدرت گرایی در دو جبهه چپ و راست، گسترش فساد، فرصت طلبی، سیاست زدایی از جامعه و کاهش تحمل انتقادپذیری، سیاست بازی و دنیا گرایی برخی از فعالان سیاسی، سیاست های غلط اقتصادی، ریخت وپاش، رشوه خواری و پارتی بازی در بخش دولتی، استحاله انقلاب، انفعال سیاسی و نبود روحیه عملگرایی را از علل تشکیل این جمعیت ذکر می کند.[39] هفته نامه ارزش ها دیدگاه ها و مواضع جمعیت را طرح می کرد. این جمعیت در 24 آبان 1377 با صدور بیانیه ای فعالیت های خود را به دلیل ناهمگونی میان دیدگاه های اعضای شورای مرکزی، موفق نبودن در عرصه فعالیت سیاسی، شفاف نبودن مواضع به طور موقت تعطیل اعلام کرد.[40]
دوره سوم؛ (بعد از خرداد 1376 تا کنون)
فضای سیاسی جامعه ایران بعد از انتخابات دوم خرداد 76 را باید بسیار متفاوت از دوره های گذشته دانست. در این دوره گروه های سیاسی از شفافیت بیشتری برخوردار شده و موضع گیری ها آشکارتر شد. علاوه براین، در این دوره ملاک تقسیم بندی گروه های سیاسی – که در دوره اول فقاهتی و غیر فقاهتی بودن برداشت آن ها از اسلام و در دوره دوم تخصص و تعهد بود- تغییر کرده و دمکراسی اسلامی و حکومت اسلامی معیار تمایز می شود. پس از انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری ، گروه های که در انتخابات از سید محمد خاتمی حمایت کرده بودند تحت عنوان کلی «جبهه دوم خرداد» گردهم آمدند. جبهه دوم خرداد متشکل از 18 گروه و تشکل سیاسی است که مهمترین آن ها عبارتند از: جبهه مشارکت ایران اسلامی، حزب همبستگی ایران اسلامی، مجمع روحانیون مبارز، حزب کارگزاران سازندگی ایران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت، انجمن اسلامی معلمان، حزب اسلامی کار، مجمع نیروهای خط امام، جمعیت زنان جمهوری اسلامی، مجمع اسلامی بانوان، انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم. دربرابر جبهه دوم خرداد، ائتلاف پیروان خط امام و رهبری وجود دارد که متشکل از جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو با آن است که در بخش قبل مواضع و دیدگاه های آن ها بررسی شد. بنابر این در این دوره به بررسی مواضع و دیدگاه های برخی از این گروه های 18 گانه جبهه دوم خرداد و حزب اعتدال ملی( که پس از شکست جبهه دوم خرداد شکل گرفت) پرداخته خواهد شد.
الف. حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی
از نگاه «جبهه مشارکت ایران اسلامی»، نام این حزب در واقع نماد شاخصهای اصلی این حزب است. واژهٔ «جبهه» نشانه روند شکلگیری آن از سوی سه مولفهٔ گوناگون در مرداد ماه سال ۷۹ است. اما رویکرد این «جبهه» تماما در چهارچوب مفهوم حزب میگنجد. هسته اصلی جبهه مشارکت را دانشجویان پیرو خط امام تشکیل دادهاند. آنها جوانان انقلابی از طبقه متوسط شهری با گرایش چپ اسلامی بودند که آرمانگرایی و عملگرایی وجه مشخصه اصلیشان بود. مولفهٔ دیگر بنیانگذاری این جبهه، نواندیشان دینی بودند که قرائت انسانگرایانه و مشارکت جویانهای از اسلام سیاسی داشتند. شعارهای اصلی جبهه مشارکت که خطوط فکری این مجموعه را نیز مشخص میکند عبارتاند از «ایران برای همهٔ ایرانیان» و «معنویت، عدالت، آزادی» که با توجه به شعارهای مطرح شده توسط روشنفکران دینی آرمانگرا در گذشته مانند دکتر علی شریعتی همان «عرفان، برابری، آزادی» است که از آرمانهای شیعه سخن میگوید. مولفه سوم؛ سیاستمداران و تکنوکراتهای معتقد به رشد و سربلندی ایران بودند که در دولت رفسنجانی به کار دستگاههای اجرائی کشور جلب شدند، و به لیبرالیسم و اقتصاد باز معتقد بودند. این سه مولفه در همسویی نانوشتهای سازمانگر اصلی جنبش دوم خرداد سال ۷۶ بودند. موسسین و اعضای ارشد جبهه مشارکت بر این باورند که تمام کشورهای دارای فرهنگ مذهبی-سنتی نیز با اصلاح ساختار فرهنگی جامعه خود (در کنار اصلاح ساختار سیاسی) و تولید فرهنگ مدرن برآمده از سنتهای بومی (علیرغم مقاومت شدید سنتگرایان) میتوانند جزو کشورهای مدرن جهان باشند و در ایران مردمسالاری باید از درون و با اصلاحات در داخل کشور محقق شود. دبیر کل سابق این جبهه محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و برادر رئیس جمهور سابق سید محمد خاتمی بود که از تابستان ۱۳۸۵ جای خود را به محسن میردامادی داد. از دیگر مقامات مشهور این حزب میتوان سعید حجاریان را نام برد. در جریان نهمین کنگره حزب مشارکت، اعضای کنگره از میان ۵۳ نامزد عضویت در شورای مرکزی ۳۰ عضو اصلی و پنج عضو علیالبدل را برگزیدند که اسامی اعضای اصلی به ترتیب حروف الفبا عبارت است از: کریم ارغندهپور، مصطفی تاجزاده، جلال جلالیزاده، حمیدرضا جلاییپور، سعید حجاریان، محمود حجتی، سید صفدر حسینی، سید محمدرضا خاتمی، ناصر خالقی، هادی خانیکی، علیاصغر خدایاری، فاطمه راکعی، عبدالله رمضانزاده، محمدعلی سعدایی، داوود سلیمانی، سعید شریعتی، علی شکوریراد، احمد شیرزاد، سعید شیرکوند، محسن صفایی فراهانی، هادی قابل، حسین کاشفی، عباس کوشا، الهه کولایی، محمد کیانوشراد، فخرالسادات محتشمیپور، اروجعلی محمدی، محسن میردامادی، محمد نعیمیپور، سید شمسالدین وهابی.محمد ابراهیم انصاری لاری. همچنین اعضای علیالبدل نیز به ترتیب الفبا عبارتند از : زهره آقاجری، نصرالله جهانگرد، سعید شریف زادگان، جعفر کامبوزیا و فریده ماشینی.[41] در ماده 3 فصل اول اساسنامه جبهه مشارکت در بیان هدف از تشکیل حزب آمده است: ایجاد زمینه مناسب برای مشارکت ملت ایران در فعالیت های سیاسی و اجتماعی که منجر به دخالت مستقیم آنان در سرنوشت سیاستشان می گردد. به منظور حفظ دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی و تداوم آرمان های حضرت امام(ره).[42] جبهه مشارکت که در پاسخگویی به وظیفه مبرم هر ایرانی در این مرحله از انقلاب اسلامی موجودیت می یابد دیدگاه ها و مواضع زیر را مرام و مبنای فعالیت خود قرارداده و امیدوار است بتواند در حد توان خود در تحقق سه اصل آزادی در بیان اندیشه، منطق در گفتگو و قانون در رفتار اجتماعی بپردازد.[43] ارگان رسمي حزب مشاركت در بدو تأسيس هفته نامه «مشاركت» به مدير مسئولي محمدرضا خاتمي دبير كل اين حزب بود كه بعدها به روزنامه تبديل شد، ولي با توقيف فعاليت اين نشريه در ارديبهشت 1379، روزنامه «نوروز» به مدير مسئولي محسن ميردامادي عضو شوراي مركزي اين حزب را مي توان به عنوان سخنگوي جبهه مشاركت به حساب آورد. [44] مرامنامه جبهه مشارکت یک مقدمه و 12 بخش دارد که از برنامه های آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری اخذ شده است. در مرامنامه این حزب به عدالت گستری و تبعیض زدایی و ایجاد امکانات برابر برای همه افراد جامعه به عنوان مواضع اقتصادی و احترام به آزادی های قانونی افراد و مشارکت و رقابت در تعیین سرنوشت خود، استقلال کشور و اقتدار ملت و... به عنوان مواضع سیاسی اشاره شده است که خود تا حدودی مبین دیدگاه های جامعه گرایانه (سوسیالیسم) و مردم سالاری (دمکراتیک) می باشد.[45]
ب. حزب همبستگی ایران اسلامی
پس از انتخابات مجلس پنجم كه به پيروزي نسبي جناح راست در كسب اكثر كرسيهاي مجلس منجر شد، عدهاي از عناصر جناح چپ و منتسبين به حزب كارگزاران سازندگي كه توانسته بودند به مجلس راه يابند، اين دو دستهی اخير از نيروهاي سياسي اگرچه داراي اختلاف در ديدگاهها و خطمشيها بودند، اما به اقتضاي موقعيت زماني و تقابل با جناح راست كه اينك اكثريت مجلس را در اختيار داشت ناچار به ائتلاف شدند و مجمع حزبالله مجلس را تشكيل دادند، حزب همبستگي ایران اسلامي توسط جمعي از همين نمايندگان و برخي از نيروهاي اجرائي دولت در خارج از مجلس، براي حمايت از دستاوردهاي دوم خرداد و برنامههاي خاتمي تشكيل شد و در تاريخ 27/10/76 مجوز فعاليت آن به تصويب وزارت كشور رسيد و بالاخره در تاريخ 20/4/77 پروانهی فعاليت اين حزب از سوي وزارت كشور صادر گرديد. اعضاي هيئت مؤسس حزب همبستگي ایران اسلامی عبارتنداز: محمدرضا راهچمني، سيدمحمود ميرلوحي، غلامرضا انصاري، الياس حضرتي، قدرتالله نظرينيا، علياصغر احمدي، غلامحيدر ابراهيم بای سلامی، سيدمحمد هاشمي، قربانعلي قندهاري، وليالله توكلي. با توجه به جميع موضعگيريها و پيشينهی سياسي اعضاي شوراي مركزي و شوراي عالي اين حزب، ميتوان اين حزب را داراي گرايش سياسي چپ ميانهرو و معتدل ارزيابي كرد و از لحاظ اقتصادي نيز اين حزب بيشتر به يك اقتصاد نيمه دولتي و نيمه سوسياليستي اعتقاد دارد. اين حزب جزء ائتلافهاي نيروهاي اصلاحطلب يا جبههی دوم خرداد ميباشد،[46] اما همواره از شعارهاي تند و افراطي برخي از نيروهاي اصلاحطلب كه قائل به تسريع و شتاب در اصلاحات و ايجاد اصلاحات بنياني ميباشند فاصله گرفته و حتي از آنها انتقاد نموده است. از لحاظ قلمرو فعاليت بيشترين فعاليت اين حزب در تهران و مركز چند استان ميباشد. و روزنامهی همبستگي، به سردبيري غلامحيدر ابراهيم باي سلامي بهعنوان ارگان رسمي اين حزب، مواضع آنها را منعكس ميكند. پس از تشكيل، اين گروه محور اصلي فعاليت خود را در دفاع از دستاوردهاي دوم خرداد و حمايت از برنامههاي رئيسجمهور اعلام كرد و همواره بر آن تأكيد داشت كه البته با توجه به آنكه حاميان رئيسجمهور خاتمي در مجلس پنجم در اقليت بودند حضور موثر اين حزب در مجلس باعث تعادلي نسبي در تصميمگيريها و موضعگيريهاي آن نسبت به دولت شده بود. در انتخابات مجلس ششم نيز بسياري از اعضاي شوراي مركزي و شوراي عالي اين حزب دوباره به مجلس راه يافتند. اين حزب همواره جزء احزاب و تشكلهاي جبههی دوم خرداد يا نيروهاي اصلاحطلب بوده است و بعضا بيانيههاي صادرشده از سوي اين جبهه را تأييد و امضاء نموده است.[47] این حزب در انتخابات دورهی نهم ریاستجمهوری از مهدی کروبی و در دورهی دهم از میرحسین موسوی حمایت نمود.[48]
ج. مجمع نیروهای خط امام
اين مجمع در تاريخ 20 آبان 1377 پروانه فعاليت خود را از وزارت كشور دريافت كرد. اعضاي هيأت مؤسس اين تشكل عبارتند از: سيد هادي خامنه اي، رحمت الله خسروي و احمد حكيمي پور. روزنامه حيات نو به مدير مسئولي سيد هادي خامنه اي را مي توان سخنگوي اين تشكل دانست، هرچند كه اين جريده ارگان رسمي اين مجمع نيست.[49]
د. جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران
اين جمعيت به پیشنهاد دختر حضرت امام(ره) در سال 65 تاسیس شد و در 12 تير 1368 پروانه فعاليت خود را از وزارت كشور دريافت كرد. اعضاي هيأت مؤسس اين تشكل عبارتند از: زهرا مصطفوي (دبیرکل)، مرضيه حديده چي (دباغ)، ربابه رفيعي طاري (فياض بخش)، فاطمه ايران منش، صديقه مقدسي، قدسيه فيروزان، سهيلا جلو دار زاده و فاطمه طباطبايي. به رغم این که اهم فعالیت های این جمعیت فرهنگی می باشد اما فعالیت های سیاسی در خور توجه ای نیز داشته است که بیشتر به طور مستقل و فارغ از گرایش های چپ و راست بوده است. اما ترکیب اعضای شورای مرکزی و اعضای فعال این جمعیت دارای تمایل به جناح چپ و جریان دوم خرداد می باشد. عملکرد این جمعیت در تهیه لیست های انتخاباتی مجلس نیز به وضوح گرایش سیاسی چپ این جمعیت را نشان می دهد.[50]
ذ. حزب اسلامی کار
حزب اسلامی کار در ۱ اسفند ۱۳۷۷ توسط رهبران خانه کارگر تاسیس شد. خانه کارگر از تشکلهای کارگری ایران است که اعضای شاخه کارگری حزب جمهوری اسلامی پس از منحل شدن همه سندیکاهای کارگری در سالهای آغازین دهه ۶۰ (برای از بین بردن پشتوانه قدرتمند گروههای کمونیست مخالف نظام) ایجاد کردند. هدف خانه کارگر پر کردن خلا ناشی از انحلال سندیکاها و کانالیزه کردن حرکتهای کارگری در چهارچوب مورد قبول نظام بود. به عبارتی خانه کارگر مأوای اقتصادی کارگران و حزب اسلامی کار مأوای سیاسی آنان است. اعضای موسس این حزب علیرضا محجوب (نماینده تهران در مجلس هشتم)، سهیلا جلودارزاده ( نماینده تهران در مجالس پنجم، ششم و هفتم) و عبدالرحمن تاجالدین ( نماینده اصفهان در مجلس پنجم) بودند. خانه کارگر در ادامه فعالیتهای خود خبرگزاری ایلنا را نیز تاسیس کرد که پس از وفقهای چند ساله در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد ( به دلیل توقیف آن به خاطر پوشش دادن اخبار اعتراضات کارگری و دانشجویی) دوباره فعالیت خود را از سر گرفت. هم اکنون دبیر کل این حزب حسین کمالی و سخنگوی این حزب نیز علی تقی حسینی است و بهمن حاجات نیا دبیر حزب اسلامی کار استان فارس می باشد. رییس سازمان جوانان این حزب مسعود منشوری ورییس سازمان زنان این حزب الهه راستگو است.[51] با این که حزب اسلامی کار برخاسته از حزب کارگر است و عمده تلاش حزب کارگر جذب کارگر است اما حزب اسلامی کار جذب مدیران صنایع و کارفرمایان را نیز در دستور کارخود قرار داده است. وتلاش می کند عوامل تولید را به هم نزدیک کند.[52] هدف حزب(( برقراری عدالت اجتماعی))و((توسعه مشارکت سیاسی و اجتماعی))است که با اتکاء اعضا و هواداران حزب از طریق تعمیم سازماندهی میان اقشار و گروههای مختلف اجتماعی همچون جوانان ،زنان، کارگران ، کارمندان ، کشاورزان ، فرهنگیان ، دانشگاهیان ، و متخصصان ، دانش آموزان ، روحانیان ، مدیران ، اصناف و …. تحقق می یابد. در این راستا حزب می کوشد در جهت تامین نیازهای اساسی مردم و با التزام به حق سرنوشت سازی آنها ، ضمن پاسداری از آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ـ امام خمینی (ره)ـ و شهدای گرانقدر و پیروی از رهبری معظم انقلاب، حامی تحکیم پایه های عقیدتی و بنیادین جمهوری اسلامی از راههای زیر باشد: 1- فعالیت حزب در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. 2- استقرار عدالت اجتماعی از طریق تأمین حداقل زندگی برای همه، محو فاصلة طبقاتی فاحش درمیان اقشار جامعه و مبارزه با تمامی مظاهر تبعیض. 3-تکیه بر ارزش کار و ترویج فرهنگ صحیح آن و تاکید بر مفهوم واقعی کار به عنوان عملی ارزشی و یگانه ابزار راهبردی توسعة کشور، نفی هر گونه استثمار، تامین رفاه بیشتر نیروهای مولد جامعه و تلاش برای تقویت وجدان کاری و انضباط اجتماعی و... این مرامنامه در 20 بنددر تاریخ 24/7/1381 به تصویب دومین کنگرة سراسری حزب رسید.[53]
ر. انجمن اسلامی معلمان ایران
پايه هاي اوليه انجمن اسلامي معلمان ايران در مهر 1375 توسط شهيد باهنر و شهيد رجايي گذاشته شد. اما اين انجمن در تاريخ 21 فروردين 1370 مجوز فعاليت خود را از وزارت كشور دريافت كرد. مرتضي كتيرايي، اصغر نوروزي، موحد نيا، عباس دوز دوزاني و گوهر الشريعه دستغيب، هيأت مؤسس اين جمعيت را تشكيل مي دهند.[54]
ز. مجمع اسلامی بانوان
مجمع اسلامي بانوان از ديگر تشكل هاي متعلق به جبهه دوم خرداد است كه در 30 آذر 1377 مجوز خود را از وزارت كشور دريافت كرد. اعضاي هيأت مؤسس اين مجمع عبارتند از: فاطمه كروبي، سهيلا جلودار زاده و سوسن سيف.[55]
س. انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران
انجمن اسلامي جامعه پزشكي ايران در تاريخ 21 فروردين 1372 مجوز رسمي فعاليت خود را از كميسيون ماده 10 احزاب وزارت كشور دريافت كرد. اعضاي هيأت مؤسس اين انجمن عبارتند از: محمد فرهادي، احمد علي نور بالا تفتي، حسن حسيني تودشكي، سيد محمد صدر، محمد رضا راه چمني، اميدوار رضايي ميرقائد، سيد حسين فتاحي و محمد رضا واعظ مهدوي.[56]
ش. دفتر تحکیم وحدت
سابقه انجمن های اسلامی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به دهه 1320 بر می گردد. از آن زمان تاکنون چند دوره را با گفتمان های مختلف پشت سر گذاشته است. دفاع از انقلاب و نظام، پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با امپریالیسم شرق و غرب به مثابه گفتمان مسلط جنبش دانشجویی در سال های اولیه انقلاب اسلامی بود. دفتر تحکیم در دوره اول (60-67) نماینده رسمی و سخن گوی اصلی جنبش دانشجویی بود. در دوره دوم (67-76) آشکارا از مواضع مجمع روحانیون مبارز حمایت می کند.[57] دوره سوم که از 76 تا 84 ادامه داشت، دفتر تحکیم در همراهی و همفکری با جریان اصلاحات چون ماشین راسی ساز کار کرد. اما آنچه که پاشنه آشیل دفتر تحکیم در این دوره شد، همانا رادیکالیسم، افراطی گری و سیاست زدگی مفرط بود. این دو مؤلفه انحصارطلبی و تمامیت خواهی به همراه اسبداد رای، برای تشکل دانشجویی که بزرگترین ویژگی آن پذیرش « رقابت، رفاقت، مدارا و همکاری» است، تیر خلاصی بر آن بود. و این پس بود که انشعاب در انشعاب، انزواطلبی، و از همه بدتر گفتمان سکولار و رویکرد مخالفت با نظام، لایه ای تحکیم را در بر می گرفت و جنبش دانشجویی با محوریت دفتر تحکیم پس از ربع قرن تلاش به نقطه ای که نباید می رسید رسید.[58] اعضای فعال دفتر عبارتند از: علی افشاری، نیما فاتح، ابراهیم شیخ، اکبر عطری، محمد مهدی طباطبایی، سعید رضوی فقیه، محمد هادی پناهی، فاطمه حقیقت جو، علی اکبر موسوی خوئینی. گرایشات سیاسی دفتر تحکیم وحدت پس از دوم خرداد و شتاب آن برای ایجاد اصلاحات در تمام ابعاد آن در جامعه، باعث شد که برخی از تحلیل گران این گروه را متمایل به جناح چپ مدرن و اصلاح طلب بدانند.[59]
و. مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم
ریشه های تشکیل مجمع را باید در دفتر تبلیغات جست وجو کرد. بعد از انتخابات دوم خرداد 76 آیین نامه و اساسنامه این تشکل به وزارت کشور ارائه شد و رسما از سال 78 مجوز فعالیت خود را دریافت کرد. بنیانگذاران اصلی این مجمع شامل آیتالله عبایی خراسانی، آیتالله موسوی تبریزی، آیتالله بیات زنجانی و ... . از اعضای اصلی مجمع می توان به حجج اسلام سید حسین موسوی تبریزی، بیات زنجانی، محمد علی ایازی، ابوالفضل موسویان، محمد تقی فاضل میبدی و... اشاره کرد.این تشکل یکی از اعضای اصلی گروه های هجده گانه جبهه دوم خرداد به شمار می آید که از ابتدا، هم در تاسیس، هم در تدوین اساسنامه و مرامنامه آن مشارکت داشته است.[60] این جریان سیاسی و مذهبی فارغ از اقدامات فرهنگی و مذهبی، همچون چاپ کتابهای اصلاح دینی، برگزاری جلسات سخنرانی و غیره، در انتخابات و جریانات سیاسی و اعتراضات همراه با اقدامات و بیانیهها و حمایتها، همراه با دیگر اصلاح طلبان چون حزب مشارکت، مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب و غیره، مشی و روش اصلاح طلبی را پیگیری کردهاند. ودر وقایع بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری نقش ویژهای ایفا کرده و ضمن رد مشروعیت دولت در کنار دیگر معترضان ایستاده است.[61] كميسون ماده 10احزاب در جلسه دوشنبه 29 فروردین 1390 ، به بررسي پرونده مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم پرداخت و از آنجايي كه اين تشكل سياسي از بدو تاسيس نسبت به برگزاري مجمع عمومي و انتخاب شوراي مركزي براي پذيرش مسئوليت اقدام نكرده، با استناد به بندهاي الف، ه، ز، ح ماده 16قانون احزاب تصميم به توقيف پرونده آن گرفت. و ضمن توقيف پروانه فعاليت گروه مذكور درخواست انحلال آن را تصويب و براي صدور راي نهايي به دستگاه قضايي ارسال كرد.[62]
ی. حزب اعتماد ملی
حزب اعتماد ملی توسط مهدی کروبی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ وپس از کناره گیری از دبیری مجمع روحانیون مبارز تأسیس شد. حزب اعتماد ملی پس از تأسیس، ضمن انتقاد از عملکرد اصلاحطلبان ایران در جریان مجلس ششم، رویکرد و خط فکری جداگانهای را اتخاذ نمود و در جریان انتخابات مجلس هشتم نیز مسیر خود را جدای از « ائتلاف اصلاحطلبان » اعلام کرد. با وجود این که مهدی کروبی خود را اصلاحطلب میداند، معتقد است که محمد خاتمی به افراط گرایان اجازه داد تا اصلاحات را تخریب کند. به گفته مهدی کروبی، تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ موجب حذف وی شد. هم اکنون کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی است. طبق اظهارنظر سران حزب اعتماد ملی، این حزب، موافق برقراری رابطه با آمریکا است. روزنامه اعتماد ملی و سایت خبری سحام نیوز سایت رسمی حزب اعتماد ملی محل انتشار افکار سیاسی آنان می باشد. و روزنامه های اعتماد، آفتاب یزد، مردم سالاری، همبستگی و حیات نو از دیگر روزنامه های متمایل به این حزب هستند. اعضای هیئت مؤسس حزب عبارتند از: مهدی کروبی، رسول منتجب نیا(قائم مقام دبیرکل)، رضا نوروز زاده، اسماعیل گرامی مقدم، الیاس حضرتی، جواد اطاعت،ابراهیم امینی، رضا حجتی، عبدالحسین مقتدایی، عبدالرضا سپهوند، اعظم سقطی، غلامرضا اسلامی بیگدلی، محمد جواد حق شناس، محمود زمانی قمی. با توجه به بافت نیروهای تشکیل دهنده حزب اعتماد ملی می توان این حزب را تلفیقی از چپ سنت گرا و چپ اصلاح طلب دانست. از نظر گرایش سیاسی باید گفت گرچه این حزب از نیروهای چپ تشکیل شده است اما گرایش سیاسی این نیروها دارای چند بعد دیگر نیز هست ازجمله آن ها نسبت به دیگر نیروهای چپ محافظه کارتر و سنت گراتر هستند. آن ها در عین حالی که بر دموکراسی و جمهوریت نظام تاکید دارند، بر ارزش های سنتی حاکم بر جامعه و ولایت فقیه و نقش و جایگاه آن در قانون اساسی تاکید دارند.[63]
خاتمه
در مجموع گروه ها و تشکل های سیاسی بعد از انقلاب را در سه دوره زمانی: از پیروزی انقلاب اسلامی تا انحلال حزب جمهوری اسلامی (1357 ت 1366)،از انحلال حزب جمهوری اسلامی تا دوم خرداد 1376. و بعد از خرداد 1376 تا کنون مورد بررسی قرار دادیم. که در دوره اول با ایجاد فضای پر شور و انقلابی در کشور، تعداد زیادی از تشکل ها و گروهها متاثر از جریانهای بیگانه خارج از کشور بودند لذا پس از مدت کوتاهی از مسیر انقلاب جدا شده و رودروری ملت و نظام قرار گرفتند. به این ترتیب پس از سال 1360 و با شروع ترورها، توطئه ها و قیامهای مسلحانه آنها علیه نظام جمهوری اسلامی، فعالیت اکثر این احزاب و گروهها نیز متوقف شد. بنابراین گروه های سیاسی فعال این دوره، منحصر به حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز تهران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند. این سه گروه در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و در مجلس اول، به شکلی همسو و متحد فعالیت داشته و مهمترین عرصه ها برای فعالیت نیروهای معتقد به انقلاب بودند. ولی با اتفاقاتی که بعدها افتاد، زمینه های اختلاف در آن ها به وجود آمد، که طی آن حزب جمهوری و جامعه روحایت مبارز در یک سو و سازمان مجاهدین در سوی دیگر قرار گرفتند. بنابراین نخستین مرزبندی های جدید و علنی سیاسی و فکری، میان نیروهای خودی داخل نظان( جریان اسلام گرا) از درون حزب جمهوری اسلامی پدید آمد. اوج این اختلاف در زمینه اقتصادی بود که با روی کار آمدن دولت موسوی تشدید شد. در دوره دوم؛ با انحلال دو تشکل سیاسی« سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» و « حزب جمهوری اسلامی» در سال های 65 و 66 جامعه روحانیت به مدت کمتر از یک سال تنها گروه سیاسی فعال کشور بود. دیری نپایید که اختلاف نظرهایی میان برخی اعضای این جامعه به وجود آمد و در نهایت با خارج شدن چند تن از اعضای شورای مرکزی، تشکل جدیدی به نام « مجمع روحانیون مبارز تهران» با اطلاع و موافقت امام(ره) در سال 1367 تاسیس شد. علاوه بر دو تشکل مذکور، حزب کارگزاران سازندگی –که از جامعه روحانیت مبارز منشعب شدند- و تا حدی جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی نیز از گروه های سیاسی فعال این دوره به شمار می آیند. در این دوره فعالیت های سیاسی تشکل های همسو( عبارتنداز: جمعیت مؤتلفه اسلامی، جامعه اسلامی پزشکان، جامعه اسلامی کارگران، جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران، جامعه اسلامی فرهنگیان، جامعه اسلامی کارمندان، کانون اسلامی فارغ التحصیلان شبه قاره هند، جامعه اسلامی مهندسان، جامعه انجمن اسلامی بازار و اصناف و جامعه زینب) که در موضع گیری های خود تابع روحانیت مبارز بودند به همراه جامعه روحانیت تحت عنوان« جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو با آن» انجام می گرفت. در دوره سوم؛ پس از انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری ، گروه هایی که در انتخابات از سید محمد خاتمی حمایت کرده بودند تحت عنوان کلی «جبهه دوم خرداد» گردهم آمدند. جبهه دوم خرداد متشکل از 18 گروه و تشکل سیاسی است که مهمترین آن ها عبارتند از: جبهه مشارکت ایران اسلامی، حزب همبستگی ایران اسلامی، مجمع روحانیون مبارز، حزب کارگزاران سازندگی ایران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت، انجمن اسلامی معلمان، حزب اسلامی کار، مجمع نیروهای خط امام، جمعیت زنان جمهوری اسلامی، مجمع اسلامی بانوان، انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم. در این دوره ملاک تقسیم بندی گروه های سیاسی – که در دوره اول فقاهتی و غیر فقاهتی بودن برداشت آن ها از اسلام و در دوره دوم تخصص و تعهد بود- تغییر کرده و دمکراسی اسلامی و حکومت اسلامی معیار تمایز می شود. دربرابر جبهه دوم خرداد، ائتلاف پیروان خط امام و رهبری وجود دارد که متشکل از جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو با آن است.
منابع : «اساسنامهٔ جامعهٔ روحانیت مبارز» (فارسی). وبگاه جامعه روحانیت مبارز.
2. 1 محمدي نژاد، حسن، احزاب سياسي، تهران، اميركبير، 1355. 2. دورژه، موريس، جامعه شناسي سياسي، ترجمه ابوالفضل قاضي، تهران، دانشگاه تهران، 1367. 3. عالم، عبدالرحمن، بنيادهاي علم سياست، تهران، نشر ني، 1374. 4. افشار، ايرج، اوراق تازه ياب مشروطيت، تهران، تاريخ معاصر ايران، 1360. 5. فرهنگ لغت منتهي الادب. 6. اصفهاني، راغب، المفردات في الفاظ القرآن الكريم. 7. مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1361. 8. ايوبي، حجت اللّه ، پيدايي و پاياني احزاب سياسي در غرب، تهران، سروش، 1376. 9. ناظری، محمد رضا، شناسنامه احزاب سیاسی، قم، انتشارات پارسایان، 1382. 10. دارابی، علی، جریان شناسی سیاسی در ایران، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1388. 11. نوذری، عزت الله ، تاریخ احزاب سیاسی در ایران، شیراز، نوید شیراز، 1380. 12. بادامچیان، اسدالله ، بررسی تحلیلی نهضت آزادی ایران، تهران، اندیشه ناب، 1384 . 13. شادلو، عباس؛ اطلاعاتي دربارهی احزاب و جناحهاي سياسي ايران امروز، تهران، گستره، 1379. 14. دارابي، علي؛ سياستمداران اهل فيضيه، بررسي ونقد پيشينه وعملكرد جامعهی روحانيت مبارز، تهران، سياست، چاپ اول،1379. 15. بشیریه، حسین، دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران. 16. نوروزي، محمدجواد، جایگاه حزب در اسلام، فصلنامه معرفت ، شماره 90. 17. مصاحبه بازرگان با اوریانا فالاچی 30 سپتامر 1979 نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان و حامد الگار، 20/9/1358. 18. ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 79 سال نهم. [1] . http://fa.wikipedia.org 2 . http://iranlabour.parsiblog.com/Archive 3 . http://webcache.googleusercontent.com 4 . http://www.farsnews.com [1] . حسن محمدي نژاد، احزاب سياسي، تهران، اميركبير، 1355، ص 34 [2] . همان ، ص35 [3] . موريس دورژه، جامعه شناسي سياسي، ترجمه ابوالفضل قاضي، تهران، دانشگاه تهران، 1367، ص 426 [4] . عبدالرحمن عالم، بنيادهاي علم سياست، تهران، نشر ني، 1374، ص 344 [5] . ايرج افشار، اوراق تازه ياب مشروطيت، تهران، تاريخ معاصر ايران، 1360، ص 232. [6] . محمدجواد نوروزي، جایگاه حزب در اسلام، فصلنامه معرفت ، شماره 90 [7] . ر.ك: فرهنگ لغت منتهي الادب. [8] . ر.ك: راغب اصفهاني، المفردات في الفاظ القرآن الكريم. [9] . حسن مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1361. [10] . حجت اللّه ايوبي، پيدايي و پاياني احزاب سياسي در غرب، تهران، سروش، 1376، ص 36. [11] . محمدجواد نوروزي، جایگاه حزب در اسلام، فصلنامه معرفت ، شماره 90 [12] . محمد رضا ناظری، شناسنامه احزاب سیاسی، قم، انتشارات پارسایان، 1382، ص 59 [13] . علی دارابی،جریان شناسی سیاسی در ایران، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1388 ،صص،181، 182،183،184 [14] . همان،صص،255، 256، 257 [15] . جریان شناسی سیاسی در ایران، پیشین، صص 159- 164 [16] . شناسنامه احزاب سیاسی ایران، پیشن، صص 62 ، 63 [17] . جریان شناسی سیاسی در ایران، پیشین، صص 173 و 179 [18] . همان، صص 186، 190 [19] . همان صص 201- 204 [20] . پایگاه اطلاعرسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، ۳ خرداد ۱۳۸۸ و همچنین رک: جریان شناسی سیاسی در ایران، پیشین، صص 304، 305 [21] . عباس شادلو، اطلاعاتي دربارهی احزاب و جناحهاي سياسي ايران امروز، تهران، گستره، 1379، ص408 [22] . پایگاه اطلاعرسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، ۳ خرداد ۱۳۸۸ [23] . شناسنامه احزاب سیاسی ایران، پیشن، صص 71، 72 [24] . عزت الله نوذری، تاریخ احزاب سیاسی در ایران، شیراز، نوید شیراز، 1380، ص 257 [25] . شناسنامه احزاب سیاسی ایران، پیشن ، صص 73، 75، 76 [26] . اطلاعاتي دربارهی احزاب و جناحهای سیاسی ایران امروز، پیشین،ص 410 [27] . جریان شناسی سیاسی در ایران، پیشین، صص 295، 296 [28] . رک: مصاحبه بازرگان با اوریانا فالاچی 30 سپتامر 1979 نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان و حامد الگار، 20/9/1358 [29]
مجمع مدرسین و محققین حوزهٔ علمیهٔ قم (اصلاحطلب) جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم (اصولگرا) مجمع روحانیون مبارز (اصلاحطلب)
ازتمام روزنه های ناامیدیم که عبور می کنم